
داشتن دیدگاه گورخری به پدیده ها به این معنی است که فکر نکنیم آدم ها فقط خوب و یا فقط بد هستند.
بلکه آدم ها را مجموعه ای از ویژگی های خوب و بد بدانیم.
هر زمان که ما یک سری باید و نباید برای خودمان و دیگران تعریف می کنیم. معیار رفتار دیگران را را با آن باید ها و نباید ها می سنجیم. در اینصورت شرایط مناسبی برای گفت و گو فراهم نخواهد شد. چون معتقدیم که نگرش درست، نگرش من و راه درست، راه من است.
در نتیجه می خواهیم به این نتیجه برسیم که ما برتر یا بهتر هستیم. بنابراین، برای ایجاد رابطه سالم نیاز است که با دیدگاه گورخری به زندگی و روابط نگاه کنیم.
بدین معنا که اغلب پدیده های دنیا و آدم ها نه بد هستند و نه خوب. بلکه مجموعه ای از ویژگی های بالقوه مطلوب و نامطلوب هستند.
کسی که نمی پذیرد دارای جنبه های ناخوب در درون خود است، اغلب وارد مکانیزم دفاعی به نام”انکار” می شود.
با این انکار سرکوب مکانیزم های دفاعی به راه خواهد افتاد. در نتیجه احتمال زیادی وجود دارد که جنبه های ناخوب خود را در دیگران جستجو کنیم یا در دیگران ببینیم.
مسئله دیگر این است که ما چه انتخاب هایی می کنیم. آیا انتخاب می کنیم که ویژگی های سفیدتر و سالم تر خودمان را توسعه دهیم؟ یا ویژگی های سیاه تر و ناسالم تر خودمان را تقویت خواهیم کرد؟
نگاه سیاه و سفید، نگاه تمرکز و تاکید بر باورهای مطلق نگر است.
اولین بار افلاطون مطلق اندیشی را مطرح کرد. در مطلق گرایی نوعی گرایش به کمال مطلق نهفته است.
اما آیا مطلق اندیشیدن درست و سزاست؟ آیا افرادی که مانند من فکر نمی کنند می توانند آدم های خوب یا دوست داشتنی باشند؟
منبع
نگاه گورخری دوست
اشتراک گذاری در تلگرام
درباره این سایت